السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

137

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

و آستين بالا زده و حربه‌اى در دست دارد و فرشته‌اى در مقابل حضرت ايستاده و شمشيرى از آتش بدست او است و نه نفر رفيقان مرا كشت و بهر يك كه شمشير ميزد سرا پايشان را شعلهء آتش فرا ميگرفت نزديك حضرت رفتم و در محضرش به زانو در آمدم و گفتم : سلام بر تو اى رسول خدا ، حضرت جواب سلام مرا نداد و مدّتى گذشت سپس سر برداشت و فرمود : اى دشمن خدا احترام مرا از ميان بردى و خاندان مرا كشتى و حق مرا ملاحظه نكردى و كردى آنچه كردى ، عرض كردم به خدا يا رسول اللَّه نه شمشيرى زدم و نه نيزه‌اى به كار بردم و نه تيرى پرتاب نمودم فرمود : راست ميگوئى ولى بر سياهى لشكرشان افزودى نزديك بيا ، نزديك رفتم . طشتى پر خون در مقابل حضرت بود مرا فرمود : اين خون فرزندم حسين است پس از همان خون بر چشم من كشيد و من از خواب بيدار شدم و تا امروز هيچ نمىبينم . و از امام صادق روايت شده است : كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود :